العلامة المجلسي

72

حياة القلوب ( فارسي )

پس عبد المطّلب فرمود : تا سه نوبت قرعه به نام شتران بيرون نيايد دست از عبد اللّه برنمىدارم ؛ پس دو مرتبهء ديگر ميان عبد اللّه وصد شتر قرعه انداختند ، باز قرعه به نام صد شتر بيرون آمد . پس زبير وأبو طالب وخواهران ايشان عبد اللّه را از زير دست عبد المطّلب كشيدند وپوست روى نازك نورانيش كنده شده بود از سائيدن به زمين ؛ پس آن يگانه گوهر را دست به دست مىگردانيدند ومىبوسيدند وسجده‌هاى شكر الهى بر سلامتى أو مىكردند وخاك از روى مباركش پاك مىكردند ؛ امر نمود عبد المطّلب كه شتران را در « حزوره » كه در ميان صفا ومروه واقع است نحر كردند واحدى را از گوشت آنها منع نكردند ، واين از جملهء سنّتهاى عبد المطّلب بود كه خدا در اسلام جارى نمود كه ديهء هر مرد مسلمان صد شتر باشد « 1 » . ودر حديث موثق ديگر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : فرزندان عبد المطّلب ده نفر بودند به غير از عباس « 2 » . وابن بابويه عليه الرحمة گفته است كه : نامهاى ايشان عبد اللّه ، أبو طالب ، زبير ، حمزه ، حارث ، غيداق ، مقوّم ، حجل ، عبد العزى ( أبو لهب ) ، وضرار وعباس بود ؛ وحارث از همه بزرگتر بود ؛ وبعضي گفته‌اند : « مقوّم » و « حجل » يكى بودند . وعبد المطّلب ده نام داشت كه سلاطين أو را به آن نامها مىشناختند : عامر ، شيبة الحمد ، سيد البطحا ، ساقى الحجيج ، ساقى الغيث ، غيث الورى في العام الجدب ، أبو السادة العشرة ، عبد المطّلب ، حافر زمزم « 3 » . ودر حديث ديگر از آن حضرت منقول است كه : أول كسى كه براي أو قرعه زدند مريم دختر عمران بود ؛ پس قرعه زدند براي حضرت يونس عليه السّلام ؛ پس عبد المطّلب نه پسر براي أو بهم رسيد نذر كرد كه اگر پسر دهم براي أو بهم رسد قرباني كند أو را براي خدا وچون

--> ( 1 ) . خصال 55 - 57 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 210 . ( 2 ) . خصال 453 . ( 3 ) . خصال 453 ؛ العدد القوية 136 .